|
هر لحظه نخستین لحظه خلقت است
|
||
|
گاهي فکر کن که از تو چه مي ماند. کاري بکن |
اين عكس باحالو ديدم ياد آهنگ صياد آقاي افتخاري افتادم هر چند اصل قضيه يه چيزه ديگس ولي همينه چيزي كه من الان يادم اومده.شما هم خيلي بهتون برخورده میتونين همين الان يا اين صفحه رو ببندين يا يه نظر بد بدين البته من تاييدنمي كنم بداشوبه همين راحتي.لجتون در اومده؟چكار كنم؟![]()
چون صيد به دام تو به هر لحظه شکارم
اي طرفه نگارم
از دوري صياد دگر تاب ندارم
رفتست قرارم
چون آهوي گمگشته به هر گوشه دوانم
تا دام در آغوش نگيرم نگرانم
از ناوک مژگان چو دو صد تير پراني
بر دل بنشاني
چون پرتو خورشيد اگر رو بکشاني
واي از شب تارم
در بند و گرفتار بر آن سلسله مويم
از ديده ره کوي تو با اشک بشويم
با حال نزارم
با حال نزارم
برخيز که داد از من بيچاره ستاني
بنشين که شرر در دل تنگم بنشاني
تا آن لب شيرين به سخن باز گشايي
خوش جلوه نمايي
اي برده امان از دل عشاق کجايي
تا سجده گذارم
تا سجده گذارم
گر بوي تو را باد به منزل برساند
جانم برهاند
ور نه ز وجودم اثري هيچ نماند
جز گرد و غبارم
جز گرد و غبارم
كسي نيست،
بيا زندگي را بدزديم، آن وقت
ميان دو ديدار قسمت كنيم.
مهربانی کودکی تنهاست
مهربانی را بیاموزیم
Eyes not working yet but stomach is growling![]()

آرامگاه سعدی ،حافظ،شاهچراغ،بازار وكيل،دروازه قران،باغ ارم و... نمي شه همه رو نوشت،از جاهاي جالبي بود كه رفتيم. آرامگاه حافظ از اون جاهايي بود كه خيلي به دلم نشست.واقعا قشنگه. اين شعر قشنگ هم تقديم به همه شيرازیهای صاحب کمال.عكساي خودمون هم بد نشد ولي فعلا اين عكسا رو كه از اينترنت گرفتم داشته باشين تا بعد.

اينم يه عكس قشنگ از باغ ارم البته تو اين موقع سال توقع نداشته باشين كه اين جوري باشه.

اينم آرمگاه سعدي كه ازشعرايي كه داخل نوشته بودن واقعا لذت برديم اگه گيرم اومد تو مطلب بعدي مي ذارم.

صورت اندر دست او چون آلت است
مولوی

از هر طرف که رفتم جز وحشتم نیفزود
زنهار از این بیابان وین راه بی نهایت

كودكي را به خاطر همين ها دوست دارم.
داری خیال بافی می کنی آقای دکتر خیال بافی و خیال پردازی


|
|