تبليغاتX
هر لحظه نخستین لحظه خلقت است
 
هر لحظه نخستین لحظه خلقت است
 
 
گاهي فکر کن که از تو چه مي ماند. کاري بکن
 
                           به‌ که‌ ماند؟ به‌ که‌ ماند؟ به‌ که‌ ماند؟ به‌ که‌ ماند؟
                                                               

                                   دل‌ من‌ گرد جهان‌ گشت‌ و نیابید مثالی‌

 |+| نوشته شده در  شنبه 29 مهر1385ساعت 16:1  توسط امين   | 
حضور پر رنگ مسلمانان كشورهاي اسلامي و غيراسلامي در صحنه ورزش و به دست آوردن رتبه‌هاي

سرنوشت‌ساز توسط آنان، باعث شده است تا آنان به عنوان قدرت انكار ناشدني جهان ورزش مطرح

شوند و هم‌اكنون با مشخص شدن هم‌زماني المپيك 2012 با ماه مبارک رمضان، احتمال تغيير زمان

المپيك لندن، قوت يافته است

در سال 2012، رمضان از 21 جولاي تا 21 آگوست خواهد بود، در حالي كه مسابقات از 27 جولاي آغاز

 شده و تا 12 آگوست ادامه مي‌يابد.


برآورد مي‌شود كه حدود سه هزار ورزشكار مسلمان در مسابقات حضور داشته باشند


حدود نيمي از 11099 ورزشكاري كه در المپيك 2004 آتن شركت كردند، از كشورهاي با اكثريت مسلمان

در مسابقات بودند.

 |+| نوشته شده در  شنبه 29 مهر1385ساعت 14:59  توسط امين   | 
در حديث آمده است در دوران امارت و خلافت حضرت در كوفه كه درود خداوند بر او و همسر و اولاد

طاهرينش باد، چند رطل عسل به عنوان ماليات به خزانه بيت‌المال آوردند و به دستور حضرت آنها را در

 خزانه بيت‌المال قرار دادند. در همين هنگام براي يكي از فرزندان امام كه در اين كتاب امام حسن،اما در

منابع قديمي تر اهل سنت (ازجمله كتاب طبقات المحدثين باصفهان نوشته ابوشيخ انصاري متوفي قرن

 چهارم هجري در جلد اول صفحه 278)ام كلثوم ذكر شده ،بر فرزند علي و فاطمه خدا مهماني آمد كه وي

 در خانه چيزي براي پذيرايي از او نداشت، از منزل بیرون آمد و به متصدی بیت المال گفت: در خانه مهمان

 دارم و چیزی در خانه ما نیست و همين بي‌چيزي من را به اينجا كشانده است؛ اگر سهم از ما از

 بيت‌المال چيزي براي پذيرايي از اين مهمان ـ كه حبيب خداست ـ وجود دارد پرداخته شود. مسئول

نگهداري بيت‌المال هم با احترام فراوان به فرزند علي(ع) عرض كرد اتفاقا تازه مقداري عسل به بيت‌المال

 آورده شده كه شما هم مثل همه سهمي از آن دارید و من سهم شما را از آن مي‌دهم. وقتي حضرت

 امام حسن(ع) سهميه خود را گرفت و رفت، پس از لحظاتي كه حضرت علي(ع) تشريف آوردند، سري به

 عسل‌ها زدند، متوجه شدند از يكي از رطل‌های عسل مقداري برداشته شده است. با اطميناني كه به

 خازن بيت‌المال داشته از او علت را پرسيدند و تا پاسخ شنيدند كه فرزندش ، سهم خود را گرفته است

 برآشفته شده و كسي را به دنبالش فرستادند كه فورا به نزد او بيايد و عسلي را كه به عنوان سهميه

 خود از بيت‌المال گرفته است با خود بياورد و به بيت‌المال بازگرداند. تا وي به نزد پدر آمد، حضرت به

فرزندش فرمود: چگونه است كه خود را محق دانسته‌اي پيش از اين‌كه همه مسلمين حق و سهم خود را

 از بيت‌المال دريافت كنند تو بر آنها پيش‌قدم شده و سهم خود را به بيت‌المال باز‌گرداند.



در ادامه روايت آمده بود: «ثم اعرض عنه»، حضرت صورت خود را از روي فرزندش برگرداند و سپس رو به

آسمان كرد و سه بار به پيشگاه خدا عرض نمود: خدايا فرزندم را ببخش ، چون او نادانسته و ناخواسته به

اين عمل دست زده است!


چه زيبا گفت «جورج جورداق»، آن دانشمند مسيحي لبناني كه اي طبيعت و اي روزگار، كاش همه

 استعدادها و قوايت را در طول قرون و اعصار يكجا جمع مي‌كردي و يك بار ديگر، يك علي ديگر به جهان

عرضه مي‌كردي.
                                        به قلم: غلامعلي رجايي   از :سایت بازتاب

 |+| نوشته شده در  پنجشنبه 27 مهر1385ساعت 13:58  توسط امين   | 
                                   السلام عليك يا اميرالمؤمنين 

          شهادت جان سوز روح تاريخ، اسلام و انسان، خانه زاد ملكوت، خورشيد جهان افروز عدالت،        اميرالمؤمنين؛ حضرت علي (ع) را تسليت عرض می گویم

 |+| نوشته شده در  شنبه 22 مهر1385ساعت 14:35  توسط امين   | 

 |+| نوشته شده در  پنجشنبه 20 مهر1385ساعت 13:6  توسط امين   | 
                                Sayed Hassan Nasrallah - سماحة السيد حسن نصرالله

تو ننگ عربی، سید حسن!

نام تو را باید

از فهرست اعراب شایسته خط بزنیم

تو

بجای آنکه در ایوان ویلای ساحلی ات

لم بدهی

و چرت تابستانی ات را

با دود قلیان مفرح کنی

تفنگ دست می‏گیری

و از پشت تریبون المنار

با نعره‌ها‌یت

چرت ما را پاره می‏کنی

 

تو هیچ شباهتی به اعراب بزرگ نداری، سید حسن!

نه شکمت

آن اندازه است

که از پشت دشداشه‌ها‌ی سفید

وقار عربی ات را نمایان کند

نه چفیه و عقال داری

تازه عمامه سیاه سرت می‏گذاری

که ما را به یاد خمینی می‏اندازد

که یکبار چرت مان را پاره کرده بود

 

تو ننگ عربی، سید حسن!

بجای آنکه در حرمسرایت بگردی

و رقص عربی ممالیک گرجی و اوکراینی ات را تماشا کنی

تا فردا در بهشت

برای مغازله با حوریان آماده باشی

در مخفیگاهت

که نمی‏دانیم کجاست

می نشینی و نهج البلاغه می‏خوانی

 

تو کافر شده ای، سید حسن!

و بر ماست که تو را به یهودیان اهل کتاب بسپاریم...

 

فقط به رسم مردان بزرگ عرب

صادق باش و بگو

برد موشک‌ها‌یت

به ریاض که نمی‏رسد؟!

                                                        امید مهدی‌نژاد    شریف نیوز

 |+| نوشته شده در  دوشنبه 17 مهر1385ساعت 10:11  توسط امين   | 
 |+| نوشته شده در  یکشنبه 16 مهر1385ساعت 16:11  توسط امين   | 
نشانگراز يه يارو مي پرسن يه موجود نام ببر؟؟؟
ميگه يخ
ميگن يخ مگه موجوده؟؟؟
ميگه پس چرا مي نويسن يخ موجود است
 |+| نوشته شده در  یکشنبه 16 مهر1385ساعت 15:55  توسط امين   | 
                                                       

   حسين رضازاده در مسابقات     قهرماني جهان در دومنيكن با رسيدن به حد نصاب مجموع ‪ ۴۴۸‬كيلوگرم براي چهارمين بار در دسته ‪105 + ‬كيلوگرم قهرمان جهان شد.

                                         

 |+| نوشته شده در  یکشنبه 16 مهر1385ساعت 15:11  توسط امين   | 
منبع:خبرگزاری فارس

قیمت پایه منحصر بفردترین شماره مرتب تلفن همراه كشور یعنی ۰۹۱۲۳۴۵۶۷۸۹ در حال حاضر و در بازار سیم كارت تهران ۷۰ میلیون تومان در نظر گرفته شده است

                                     

شماره تلفن همراه ۰۹۱۲۳۴۵۶۷۸۹ تنها شماره موجود در شبكه تلفن همراه است كه با ۰۹ آغاز و با ۹ نیز ختم می‌شود.
همچنین در شبكه تلفن همراه كشور غیر از این شماره تلفن، شماره دیگری كه با ترتیب اعداد ۱تا ۹ باشد، وجود ندارد.
برخی كارشناسان بازار سیم كارت نیز معتقدند: در صورت برگزاری حراج این شماره توسط شركت ارتباطات سیار پیش بینی می‌شود این شماره به قیمت بالای یكصد میلیون تومان به فروش رود كه در این صورت تمامی ركوردهای فروش سیم كارت مرتب و رند را می‌شكند.
البته باید دید كه شركت ارتباطات سیار این شماره را برای فروش عرضه خواهد كرد یا خیر؟
 
در اولين مزايده شماره‌هاي رند و مرتب تلفن همراه دولتي كه ماه جاري برگزار مي‌شود ، كمترين قيمت پيشنهادي براي شماره 09126501144 ششصد هزار تومان و بيشترين قيمت پيشنهادي نيز 30 ميليون تومان براي شماره 09122222222 در نظر گرفته شده است.

 |+| نوشته شده در  یکشنبه 16 مهر1385ساعت 14:40  توسط امين   | 

مثل ايينه مشو محو جمال دگران

                                                    ازدل و ديده فرو شوي خيال دگران

 اتش از ناله مرغان حرم گير و بسوز

                                                           اشياني كه نهادي به نهال دگران

 در جهان بال و پر خويش گشودن اموز

                                                      كه پريدن نتوان با پر وبال دگران

 |+| نوشته شده در  یکشنبه 9 مهر1385ساعت 17:17  توسط امين   | 
آدمي‌ را توان‌ آن‌ نيست‌ كه‌ دربارة‌ زنان‌ به‌ اندازة‌ كافي‌ والا بينديشد:

اما اين‌ سبب‌ آن‌ نمي‌شود كه‌ دربارة‌ ايشان‌ به‌ نادرستي‌ انديشه‌ كند

 |+| نوشته شده در  یکشنبه 9 مهر1385ساعت 16:42  توسط امين   | 
...از وبلاگ جغد

 مادر من فقط یک چشم داشت . من از او متنفر بودم ... او همیشه مایه خجالت من بود. او برای امرار

 معاش خانواده ، برای معلم ها و بچه های مدرسه غذا می پخت . یک روز آمده بود دم در مدرسه که من

 را با خود به خانه ببرد ، خیلی خجالت کشیدم . آخه او چطور می توانست این کار را بامن بکند ؟ روز بعد

یکی از همکلاسی ها من را مسخره کرد و گفت مامان تو فقط یک چشم دارد ، دلم میخواست یک جوری

 خودم را گم و گور کنم . کاش زمین دهن باز می کرد و من را .. کاش مادرم یک جوری گم و گور

می شد... روز بعد بهش گفتم اگر واقعاً میخواهی من را بخندانی و خوشحال کنی چرا نمی میری ؟ او

هیچ جوابی نداد.... دلم میخواست از آن خانه بروم و دیگر هیچ کاری با او نداشته باشم. سخت درس

 خواندم و موفق شدم برای ادامه تحصیل به سنگاپور بروم ، آنجا ازدواج کردم ، برای خودم خانه خریدم ،

زن و بچه و زندگی... از زندگی ، بچه ها و آسایشی که داشتم خوشحال بودم تا اینکه یک روز مادرم به

 دیدن من آمد او سالها من را ندیده بود و همینطور نوه هایش را . وقتی دم در ایستاده بود بچه ها به او

 خندیدند و من سرش داد کشیدم که چرا خودش رو دعوت کرده که بیاد اینجا ، آنهم بی خبر. سرش داد

 زدم :چطور جرأت کردی بیایی به خانه من و بچه ها را بترسانی؟ گم شو از اینجا! همین حالا . او به

 آرامی جواب داد :خیلی معذرت میخواهم ، مثل اینکه آدرس را عوضی آمده ام و بعد فوراً رفت . روزی یک

 دعوتنامه شرکت در جشن تجدید دیدار دانش آموزان مدرسه به خانه من در سنگاپور آمد. بعد از مراسم ،

 به آن کلبه قدیمی خودمان رفتم ؛ البته فقط از روی کنجکاوی .همسایه ها گفتند که او مرده است . آنها

نامه ای از او به من دادند، متن نامه چنین بود :

ای عزیزترین پسرم ، من همیشه به فکر تو بوده ام ، من را ببخش که به خانه تو آمدم و بچه های تو را

ترساندم دلبندم وقتی داشتی بزرگ میشدی از اینکه دائم باعث خجالت تو شدم خیلی متاسفم آخر

 میدانی ... وقتی تو خیلی کوچک بودی تو یک تصادف یک چشمت را از دست دادی ، به عنوان یک مادر

نمی توانستم تحمل کنم ، بنابر این یک چشم خودم را به تو دادم ... برای من افتخار بود که پسرم

 میتوانست با آن چشم به جای من دنیای جدید را بطور کامل ببیند.

                                          با همه عشق و علاقه من به تو، مادرت

 |+| نوشته شده در  یکشنبه 9 مهر1385ساعت 16:40  توسط امين   | 
:..از وبلاگ جغد

 1

پدر: دوست دارم با دختری به انتخاب من ازدواج کنی

پسر: نه من دوست دارم همسرم را خودم انتخاب کنم

پدر: اما دختر مورد نظر من ، دختر بیل گیتس است

 پسر: آهان اگر اینطور است ، قبول است

2

پدر به دیدار بیل گیتس می رود

 پدر: برای دخترت شوهری سراغ دارم

بیل گیتس: اما برای دختر من هنوز خیلی زود است که ازدواج کند

پدر: اما این مرد جوان قائم مقام مدیرعامل بانک جهانی است

 بیل گیتس: اوه، که اینطور! در این صورت قبول است

3

پدر به دیدار مدیرعامل بانک جهانی می رود

پدر: مرد جوانی برای سمت قائم مقام مدیرعامل سراغ دارم

 مدیرعامل: اما من به اندازه کافی معاون دارم!

 پدر: اما این مرد جوان داماد بیل گیتس است!

مدیرعامل: اوه، اگر اینطور است، باشد و

 معامله به این ترتیب انجام می شود

 نتیجه اخلاقی: حتی اگر چیزی نداشته باشید باز هم می توانید چیزهایی بدست آورید. اما باید روش مثبتی برگزینید.

 |+| نوشته شده در  یکشنبه 9 مهر1385ساعت 16:28  توسط امين   | 
شاهزاده ايي ساده لوح با پرنده شكاري خود بازي مي كرد كه ناگهان از دست او پريد و به هوا رفت . شاهزاده دستور داد كه دروازه هاي شهر را ببندند تا پرنده اش از شهر بيرون نرود .
 |+| نوشته شده در  یکشنبه 9 مهر1385ساعت 16:23  توسط امين   | 
مشكلات انتقال یك سازمان

 جمعی از كاركنان دانشگاه صنعت نفت واقع در خیابان حافظ هستیم. مدتی است كه صحبت از جمع شدن دانشگاه و انتقال آن به شهرستان آبادان است، با توجه به صحبت های انجام شده مبنی بر استخدام رسمی همه كاركنان و انجام آزمون رسمی نه تنها آزمونی برگزار نشد بلكه تا آخر شهریور مهلت داده شد كه دانشگاه به طور كلی به آبادان منتقل شود كه این امر برای حدود ۱۰ نفر از نیروهای شاغل در این سازمان مشكلاتی ایجاد كرده است و احتمال بیكاری عده زیادی كه نان آور خانه نیز هستند وجود خواهد داشت. از مسئولین می خواهیم قبل از اجرای این طرح به رفع مشكلات و نابسامانی های آن بپردازند.

 |+| نوشته شده در  یکشنبه 9 مهر1385ساعت 16:16  توسط امين   | 
دو تا ديوونه مي رسن به هم، اولي به دومي مي گه: اگه چراغ قوه رو روشن کنم، از نورش مي ري بالا؟ دومي مي گه: فکر کردي من ديوونم؟ که برم بالا، تو چراغ قوه رو خامو ش کني و من بيفتم پايين و بميرم
 |+| نوشته شده در  یکشنبه 9 مهر1385ساعت 16:0  توسط امين   | 
....شما عزيزان از هر كس بهتر مي‌دانيد كه اين تصميم براي من چون زهر كشنده است ولي راضي به رضاي خداوند متعال هستم و براي صيانت از دين او و حفاظت از جمهوري اسلامي اگر آبروئي داشته باشم خرج مي‌كنم، خداوندا ما براي دين تو قيام كرديم و براي دين تو جنگيديم و براي حفظ دين تو آتش بس را قبول مي‌كنيم:متن کامل

 |+| نوشته شده در  یکشنبه 9 مهر1385ساعت 15:57  توسط امين   | 
                            

      

 |+| نوشته شده در  پنجشنبه 6 مهر1385ساعت 13:28  توسط امين   | 
 |+| نوشته شده در  سه شنبه 4 مهر1385ساعت 14:35  توسط امين   | 
نويسنده: هيوا روشنگر موضوع: طنز      ادرس:7sang.com

کمیته فنی تحقیق و تجسس غیر استراتژیک فیفا اندکی پس از پایان یافتن مسابقات جام‌جهانی دست به اقدامی خود جوش زد و برترین بازیکن‌های جام 2006 را به انتخاب مردم کوچه و بازار مورد بررسی قرار داد:

 جایزه بادکنک طلایی: به رونالدو به دلیل هیکل وزین! و مانکنی که باعث حسودی ورزشکاران رشته استکباری پاتیناژ شد ( شایان ذکر است برای حمل و نقل رونالدو از تراکتور استفاده می‌کردند).

جایزه قوچ طلایی: به زین‌الدین‌زیدان به دلیل کله فنی و بسیار اصولی و خودمانی در جریان بازی فینال

جایزه پلنگ طلایی: به مارکو ماتراتزی به دلیل خالکوبی بر روی دست، پا، پشت گردن، زیربغل، کف پا، مردک چشم و اثنی عشر (به عنوان مثال بر روی مردمک چشمش خال #%@$$^$$%*&^%$$## که در ایتالیای باستان به معنای «ایتالیای مهرورزی به بندگان خدا» می‌باشد کوبیده است).

 جایزه پدرژپتوی طلایی: به استاد علی دایی به دلیل حضور مکرر در تیم‌ملی از زمان صفویه تا حال (لازم به ذکر است این بازیکن در مراسم ختنه‌سوران حشمت مهاجرانی حضور فعال داشته است).

جایزه مادرزن طلایی: به فابیو گروسو به دلیل زن ذلیلی در جریان بازی‌ها و بوسیدن حلقه ازداوج در مراسم شادی و تقدیم کردن پیروزی‌ها به زن و بچه‌اش (البته کاندیداهای این جایزه به تعداد بازیکنان جام زیاد بود!).

جایزه فردین طلایی: به الیورکان به دلیل روحیه دادن به دشمن شماره یکش ینس لمن و خودشیرینی برای به دست آوردن دل کلینزمن (کاندیدای دیگری برای این جایزه وجود نداشت!)

جایزه استاد اسدی طلایی: به رضا عنایتی به دلیل خوش‌تیپی بی حد و اندازه ( گمانه زنی‌ها نشان می‌دهد در جریان بازی‌ها دوازده نفر از طرفداران فوتبال با دیدن عنایتی به صورت داوطلبانه جان به جهان آفرین تسلیم نموده‌اند).

 جایزه جیگرطلایی: یه کریستیانو رونالدوی پرتغالی به دلیل ایجاد حس‌های ویژه در تماشاگران زن و حتی مرد مسابقات! (او در این میان رقیبانی مانند کاناوارو ورافائل مارکز هم داشت)

جایزه بازی آقا‌منشانه (همان جوانمردانه): به اسکولاری مربی پرتغال که با استفاده از تحریک بازیکنانش برای مشت و مال حریف، شیرجه‌های جانانه در محوطه جریمه و حرکات شهرستانی بازیکنان تیمش باعث جذابیت مسابقات شد ( البته از مارکوماتراتزی هم به خاطر فحش خارمادر به زیدان تقدیر به عمل آمد).

جایزه کمیته فرهنگی قرن: به علیپور مسئول فرهنگی فدراسیون فوتبال به دلیل اقدامات به عمل آمده و شناسایی ایران در جهان به عنوان مردمی لطیف و دلنواز و صمیمی که در مواقع حساس از هیچ اقدامی دریغ نمی‌کنند (به گفته شاهدان جای لگد جناب علیپور بر روی خبرنگار مربوطه به عنوان نمونه آورده شده است).

 همچنین تیم ملی ایران به دلیل روحیه تیمی، مشارکت عمومی، انفورماتیک، لوطی‌گری، شمع محفل و حس میهن‌دوستی به عنوان تیم نمونه انتخاب شد.

 |+| نوشته شده در  دوشنبه 3 مهر1385ساعت 15:31  توسط امين   | 
 
  بالا